سيد محمد دامادى

35

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

20 - سال چهارم هجرت غزوهء ذات الرقاع در اين سال ، پيامبر با هفتصد تن جنگاور ، با قبايل بنى محارب و بنى ثعلبه كه خود را براى نبرد با مسلمانان فراهم ساخته بودند ، به جنگ پرداخت ، آنها زنان خويش را بر جاى گذاشته و گريختند و در اين نبرد ، جبرئيل نازل گرديد و نماز ترس و اجازهء تيمّم را بر پيامبر ابلاغ كرد . 21 - سال پنجم هجرت غزوهء خندق ( أحزاب ) در اين سال ، قريش قبايل را به نبرد با پيامبر برانگيختند و مدينه را به محاصرهء خويش درآوردند . أمّا مسلمانان با كندن خندق گرداگرد آن ، مانع ورود كافران به داخل مدينه گرديدند . و چون ماندن كافران - بدرازا كشيد و فايده‌يى نبخشيد ، در ميان آنان ، اختلاف افتاد و بادى تند بر آنها وزيدن گرفت و اجتماع آن‌ها پراكنده شد و از همان راهى كه آمده بودند ، باز گشتند و ماجراى آن چنين است : يوم الخندق - از وقايع سال پنجم هجرى است . گروهى از يهوديان - به عزم ديدار قريش به مكّه آمدند كه آنان را به جنگ با رسول خدا فرا خوانند و به آنها چنين گفتند : ما با شما همراهى خواهيم كرد تا او را ريشه‌كن سازيم . قريش پاسخ دادند : اى يهوديان شما صاحبان اوّلين كتاب آسمانى هستيد و از آنچه مايهء اختلاف ما و محمّد است - آگاهيد . آيا آيين ما به‌تر است يا دين او ؟ پاسخ دادند : دين شما ، از دين وى به‌تر و شما به حقّ از وى نزديك‌تريد . اين سخن ، قريش را خرسند ساخت و دعوت به كارزار با رسول خدا را استقبال كردند و عدّه و عدّهء خويش را گردآورى كردند . يهوديان مزبور به قبيله غطفان نيز رفتند و از آنان براى نبرد با مسلمانان دعوت كردند و به آنها مژده دادند كه يار و ياور آنها در نبردند و قريش نيز با آنها خواهند بود . قبيلهء غطفان نيز موافقت كردند . قريش به سردارى أبو سفيان و غطفان نيز به سر دارى عيينة بن حصن - و قبيلهء بنى مرّه نيز به سردارى حارث بن عوف و قبيلهء أشجع نيز به سردارى مسعر بن رخيله حركت كردند . چون خبر اجتماع اين دشمنان را پيامبر شنيد - اطراف مدينه را خندقى حفر كرد